الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
468
الغدير ( فارسى )
يادگار مانده كه هرقصيده 29 بيت دارد ، و اين قصايد را به « مهريههاى حوريان بهشتى » موسوم داشته كه همه در مدح امير مؤمنان عليه السّلام است : - مهر و دوستى ، على عليه السّلام را سزاست كه جز از او اميد يارى نبايد داشت و جز به مدد او از ستم رهايى نتوان يافت . - و به هنگام مرگ دوستان ، اوست كه حاضر مىشود ، و بىحضور او دوستدارانش طعم مرگ را نمىچشند . تا آنجا كه گويد : - پروردگار عالميان ، دلهاى ما را به مهر كسى هدايت كرده كه اگر او نبود ، هرگز مخلوقات را نمىآفريد . - او يگانه گوهرى است كه به برترين مقامات پيامبران دست يافته است . - او هلالى بود كه در اوج درخشش همچون ماه چهاردهشبه آفاق كرامت و بزرگوارى را درخشان ساخت . - اين دو وجود گرامى ، يعنى محمّد و على ، آن نخستين كسى كه اول بار فرمان او را لبيك گفت ، علت آفرينش هستند . - اختران آسمان اوج گرفتند ، تا مگر به آستان او برسند . سرانجام ، در فرودين مرحله از خانهء او قرار گرفتند . - آيا بهترين پيامبران ، كسى جز او را به مقام كمال و برادرى خويش برگزيد ؟ - آيا جز او را در روز غدير به جانشينى خود در ميان خلق برگزيد ؟ - اين هدايت آشكارى است كه فرمود : پيشواى شما على است ، پيشواى هركسى كه مرا به رهبرى پذيرفته است . - آنجا بود كه وحى به پيغمبر رسيد كه اين امر را به مردم برسان و نترس و خداوند ترا از هرچه بيم آن دارى ، نگاه مىدارد . « 1 » - و آنجا بود كه پيامبر خدا بخشى از فضيلت خود را آشكار كرد و آن چيزى را كه از بيم
--> ( 1 ) . مستفاد است از آيهء تبليغ . ر ك : مائدة 5 / 67 . ( و )